در اولين مرخصي سربازي كه هادي آمده بود به ديدنش رفتم تا صحبت هاي او را هم در زمينه موسيقي و موفقيت هايش براي شما بنويسم . به دعوت او وارد اتاقش شدم ، واقعا جالب و زيبا بود ، طرح هاي سياه قلم جالبي در اتاقش بود كه خود نشانگر عشق و علاقه او به هنر گرافيك است . هرچند كه رشته تحصيلي اش هم همين است .

هنر موسيقي و آهنگسازي را مديون پدرم هستم . شايد اگر او موسيقي كار نمي كرد اين استعداد در من شكوفا نمي شد . چون پدرم قطعات خوبي با عود مي نواختند و من از كودكي صداي عود در گوشم بوده .
_ اين را هادي گفت و من از او پرسيدم : كار موسيقي را از كي شروع كرديد ؟
از كودكي . من با هرچيزي كه در دستم مي آمد دهل مي زدم . تا اينكه كم كم از پدرم عود را ياد گرفتم . در دوران مدرسه هم در گروه سرود من عود مي زدم .
_ چطور شد كه از يك سار ربع پرده ( عود ) به ساز نيم پرده و كلاسيك ( گيتار ) رو آورديد ؟
حدودا سال 77 بود كه من كلاس دوم هنرستان شهيد آويني بودم ، به سفارش آقاي پريش مدير هنرستان قطعه اي بي كلام را براي دانش آموزان تازه وارد سال اول آماده و اجرا كرديم كه اين كار با ساز عود و پيانو بود . در حين نواختن همين موسيقي بود كه در دسته عود كمبود چيزي ( پرده ) را احساس كردم . از آن به بعد بود كه به سمت گيتار و نواختن آن رفتم .
طبق معمول من هم مثل بيشتر كساني كساني كه در اين شهر گيتار مي زنند ، به سمت ابراهيم منصفي رفتم و آهنگهاي او را مي زدم تا اينكه كم كم دسته گيتار را شناختم . البته در يكي از بزرگداشتهاي منصفي شعر دلم از بي كسي تو سينه مردن را همراه با گروه گاتا اجرا كردم . نا گفته نماند كه به فرهاد و آهنگهاي او هم علاقه بسياري دارم .

_ گفتيد كه در هنرستان هنر هاي تجسمي تحصيل مي كرديد آيا به جز گرافيك و موسيقي به هنر ديگري هم علاقه داريد ؟
تئاتر را دوست دارم ولي تئاتريست نيستم . البته در چندين كار تئاتر ، استاد احمد حبيب زاده موسيقي متنش را برعهده گرفته ام مثل كار : آي بالك خبردار كه خوانندگي آن با محمد اسلامی بود .
شايد جالب نباشد ولي بنويسيد كه هادي آرمين چند سال از وقتش را كه به بهترين نحو مي توانست از آن در زمينه موسيقي فعاليت كند از دست داد . نزديك به دو سال است كه آهنگسازي ، گيتار و كارهاي بي كلام را دوباره از سر گرفته ام . قصد دارم سالهاي تلف شده عمرم را در موسيقي ، جبران كنم و كارهايي براي هنر دوستان و همشهريان عزيزم بسازم كه تاريخ مصرف نداشته باشد . مثل موسيقي پشت شهر ... .
_ اگر امكان دارد توضيح مختصري در مورد موسقي پشت شهر براي ما بگوييد .
پشت شهر نام قطعه اي بي كلام بود كه توسط دوستانم اميررحمانيان و مهراب بهرامي ساختم . اين كار به جشنواره موسيقي فرستاده شد و در كشور بين 98 كار فرستاده شده به اين جشنواره ، دهم شد ( به دليل بي كلام بودنش ) .
_ از كارها و فعاليت هاي جديدتان چيزي براي گفتن داريد ؟
بله . حدود 10 ماهي ميشود كه به طور جدي با مجيد ذاكري فعاليت دارم كه حدود 9 كار از سروده اي او را اگر خدا قسمت كند براي اجراي خودم در نظر گرفته ام . اين سروده ها بيشتر مضنون اجتماعي دارند و در آنها كمتر از عشق و عاشقي صحبت مي شود .
هدفم در كارهاي آينده اين است كه موسيقي بندر را با همان تم بندري و دهل و كسر به جهانيان معرفي كنم .
امكان دارد اسم چند تن از كساني را كه براي آنها آهنگسازي كرده ايد ببريد ؟
پیوند اسمنی ، محمد روهنده و حسن اسير غم ( كاستي كه جديدا وارد بازار شده از سروده هاي مجيدذاكري ) ، كيانوش بلالي پور ، محسن كنور تبريزي ، مرشد ميررستمي و كارهايي به سفارش صدا و سيما ... .
_ آيا دوستاني هستند كه شما را در اين راه همراهي كرده باشند و شما بخواهيد اسمي از آنها ببريد ؟
بله ، جاي دارد از پيشكسوتاني چون حسين گردين و حمید سعیدتشكر كنم چون كمكهاي بسياري در كارهاي گيتار به من كرده اند .
اگر موفقيتي در آينده داشته باشم آن را مديون همكاري هاي مجيد ذاكري و مهراب بهرامي مي دانم .
ابراهيم علوي شاگردِ شاگردِ پدرم يكي از بهترين دوستان و مؤثرترين عنصري است كه در آهنگسازي به من كمك كرده است .

