بی شک همگی کسانی که در بندرعباس در زمینه گیتار فعالیت دارند او را می شناسد و یا حداقل نام او را شنیده اند . حمید نامش و سعید نام خانوادگی اوست . 38 سال سن دارد و متولد محله سریگ بندرعباس است که هم اکنون در محله شاه حسینی ساکن می باشد . کار مویسقی را از کلاس سوم راهنمایی آغاز کرد و اولین سازی را که شروع به یاد گیری آن کرد ارگ ملودی کای کوچکی بود .
از آنجایی که علاقه به گیتار داشته با چوب و حلب روغن و سیم ترمز گیتاری درست می کند که با آن نواختن ملودی را تمرین می کرد . تا اینکه پول تو جیبی اندکی را که داشت جمع کرد تا به 1000 تومان رسید و اولین گیتارش را که کلاسیک اِکمونت هلندی بود در بندر عباس خریداری کرد . اولین شعری را که با آن یاد گرفت عاشِـق بودُم بی نِگاهِ توای دِلبر بود .
حمید سعید یاد گیری گیتار را از ملودی شروع کرد تا اینکه به کمک آقای نفیسی نواختن آکورد را فرا می گیرد . و پس از آن با مطالعه کتاب های خودآموز موسیقی بر دانش موسیقی اش می افزاید ، اضافه کنم که حیمد سعید شعر طنز هم می سراید .

صُبحِ زود موروک می خا
جَـک اُمگـهِ رو سَـر دو پا
از خُـو چـشمـُم ایـپـَروند
زَهر خو بی مهِ ایرسوند
گیج و مَنگ وا چشم خووی
مَکِـرکـوند و مَگشت دُمـبالی
مَـگفـتـهَ بی چـهِ اِدزهَ نـیـش کـاری
اُمگفت طبیعتِشِن نابوت هیچ کاری
در حدود سالهای 62 _ 63 بود که با نوازندگی ارگ توسط ناصر عبدالهی و خوانندگی وی ، کارش را به صورت گروهی ارائه می دهد که وظیفه آقای سعید در این گروه نواختن گیتار برقی بود.
از جمله سازهایی که استاد حمید سعید نواختن آنها را بلد است می توان از : ارگ ، انواع گیتار ( برقی ، کلاسیک ، فولک ، باس ، و ...) ، جاز ، ترامپت ، عود ، آکاردیون ، ویلن و ... را نام برد . که تاکید داشت که ویلن از بین این همه ساز مشکل ترین است .
او از بین خوانندگان بندری ناصر عبدالهی ، عیسی بلوچستانی و محمد شهسواری را به عنوان برترین و خوانندگان ایرانی فریدون فروغی و فرهاد را انتخاب کرد و نیز اضافه کرد که از سبک های رایج در دنیا بیشتر آنها را می نوازد از قبیل : فلامینگو ، جیپسی کینگ ، خان مارتین ، ریگی ، باب مارلی ، سانتانا ، آرمیک و غیره .

یهِ رانندهِ ناشناس
بَند شُکَردی تو خُلکی
شُگفت بیا بالا اسکناس
سَر کوچهَ کارگزاری
یکی شَکردهَ زاری
یهِ مُشت کلنگ و بی حال
از ترک رو خو بیزار
نِشترن دَه ، بیست تا بی کار
تو لووشون بُتک سیگار
لو دیریای بندر ما
کلنگو شُکردن سینما
یکی ووستادن چُرتِن
یکی چشمی بازن مُردن
درباره مرحوم منصفی گفت که : ایشان از همه نظر استعداد داشتند ، تئاترش قوی ، شعرش قوی . در یک لحظه انسان را غمگین و در یک لحظه شاد می کرد . و خیلی زود با آدم انس می گرفت . من بعد از یک هفته که به دلیل مسائل کاری به او سر نزده بودم و آخر هفته به دیدن او رفتم با من کلی بحث کرد و از دستم ناراحت بود که چرا به دیدنش نرفتم .!
حمید سعید در بسیاری از کاری مرحوم منصفی همکاری داشته به عنوان مثال : تا تو قَدر مهِ بُدونی دیر اَبوت ، از اون شُو کهِ چِشمُم وازت کهَ وا تو بودم مهِ آشنا و اَمون اَز ناموندگاری .
آقای سعید گذشته از کار موسیقی و آهنگسازی با هنرمندان به تدریس گیتار هم اشتغال دارد و نیز هفته گذشته به همراه گروه منتخب موسیقی سنتی ایران ( گروه جهله ) که در سوئد اجرا داشتند از سفر باز گشته که وظیفه آقای سعید در این گروه نواختن گیتار به همراه حسین گردین بوده است . او اضافه کرد که کسانی که علاقه ای به موسیقی دارند اگر دنباله رو آن باشند حتما یاد خواهند گرفت ناگفته نماند که در هر کاری سختی های فراوانی وجود دارد که این مشکلات و سختی ها نباید آنان را ناامید و از کار باز دارد . چرا که خواستن توانستن است .

شنبه نِـشتِن رو گـُفارهَ تو فکر پَک و پول نین
دازَن نـِشتِن نَغارن نَگـفتـِن ای شوم بیکارن
بیچارهَ شنبه ، هَر شنبه قول اَدیت کهِ اِمروز روز کارن
یهِ روز نگـفتن پراید اخـرُم یـهِ روز پول نون هـَم اِدنینن
یهِ روز دیر اَتی خونهَ همو روز حال خودت ادنینن
دِگهَ مُشتِت پیش مهِ بازن وَختی فول اَبی او موکهَ رودهَ ت دِرازن
چشمِت زیلِن بهِ هَمی چار کـَت بَنگیری او موکهَ دستِت هَم درازن
