تبليغاتX
بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

 

مینو گلستونن گلستونن مینو    همو فصل گرماشن زمستون مینو

 

مینابی است و در آنجا متولد شده . خودش می گفت موسیقی را دیمی و با گوش کردن یاد گرفتم . تقریبا 12 ساله بودم که با ساز جفتی آشنا شدم  ، مینو گلستونن اولین شعری بود که در سن 20 سالگی سرودم .

 

حدود 2 سال بعد یعنی در سن 22 سالگی با خانه فرهنگ و هنر میناب آشنا شده و در آنجا به کار های هنری اش ادامه می دهد که در آنجا وظیفه اش نواختن ساز جفتی و خوانندگی در پشت صحنه تئاتر داشت . نخستین تئاتری که راستگو در آن همکاری داشته پتوروک بوده با موضوع زار . که این تئاتر را در میناب ، سیرجان ، کرمان ، تهران و بندرعباس اجرا کردند .

 

     قنبر راستگو

 

قنبر احمد نیز از آن پس در تئاتر بابور ( زار ) ، تئاتر دینگ مهرو ( بزرگ ترین زار ) و ... همکاری داشته . (1)

 

حدود 5 سال در گروه موسیقی علی خان حبیب زاده به نوازندگی ساز جفتی  و ساز های کوبه ای اشتغال داشت . که این اشعار عبارتند از : مَکـُش تالی ، فیروزهَ بدو بی تو دلـُم تنگِن ، ماهی فروش بندرُم ، لنجُم ثِمرن دیریا بودن موج ، آه بابا جان حواست جمع بکن ، یَمبو سَعنهَ ، هوباد گنو رفت کنیز احمد ، هوباد گنو هویی دومونن ... .

 

تا اینکه انقلاب می شود و پس از آن جنگ تحمیلی شروع می شود که در این مدت راستگو هیچ گونه فعالیت موسیقی نداشت . بعد از تمام شدن جنگ گروهی تشکیل می دهد به نام کالنگ که در آن هنرمندانی چون : احمد عبدالهی نوازنده کسر ، سلیمان اسلامی نوازنده پی په ، عبدالعلی جمالی نوازنده دهل و جعفر روز بازار نوازنده عود در آن همکاری می کردند که وظیفه آقای راستگو در این گروه خوانندگی و نوازندگی جفتی بود . (2)

 

کهِ گـرما هـندن و رطـب زیاد بو          برای جمع کردنش مُشتا به پا بو

که بابا صحب زود از خوو بلند بو        پَرونـد بر کـمر بر مُـغ سـوار بو

که پروند بر کمر وا تولک و داس        بـه امـید خـدا یـا حـضرت عباس

تولـک رطـبی سَـر پنـگ نغــارین        خـوراک ظهـر مـا برنج هَـوارین

بــــدو بابا کـه مـردم ســـر آفـتـــو         مـزار مـــهِ بـبند پـا کــُـنتـهَ اَمـبـو

خــودت سایـَم بُکن با طـاق انجــیر       فـاتـحــهَ م هـاده تـخـم کـَمَـنــزیـل

هَــلـُو پَمپـِن  که مُـرداسنگ زلالن        زرک سُرخِن کلک سرخ نیمه حالن

 

لازم به ذکر است که قنبر راستگو هیچ گونه سواد تحصیلی ندارد اما با این بی سوادی اش اشعار ماندگاری را برای بندر سروده که به نظر من هیچ گاه از یاد و خاطر مردم این سرزمین نمی رود . گزیده ای از اشعار راستگو را میتوان : مینو گلستونن ، پوتوکن گامنی ، ای شمع تو مسوز ، ماهی گیری بو کارم ، از بندر تا مینو خیابون شوکشی نو ، شمال هندن خاش هندن ، مث مار اخاریم توو ، را نام برد .

 

 

 

و اما یک روز که با گروه کالنگ برای اجرای مراسم به فرهنگسرای شهید آوینی رفته بودند با آقای موسی کمالی موسس گروه جهله آشنا می شود . که از آن زمان تا به حال کار ش را با گروه جهله ادامه می دهد . که با تاسیس آموزشگاه پی په سرای هنر قنبر راستگو به آموزش ساز جفتی به جوانان با استعداد و همشهری خودش اشتغال دارد . راستگو در این رابطه هم گفت که : علاقه مندانی که برای آموزش مراجعه می کنند از خواهران هم هسنتد . اما متاسفانه تنها مشکلی که با آن مواجه هستیم کمبود فضای آموزشی است .

 

یکی سـرخ و یکی نیلهَ یکی شوز                  مث مار اخاریم تـو

گهی در بندر و گه در ملک مینو                   مث مار اخاریم تـو

شوون کهنه بپوش روزون بپوش نو               مث مار اخاریم تـو

روزون کولی بخوا شوون بخوا پو                 مث مار اخاریم تـو

هـَمو مای چم گری چوک ماده جاهرو              مث مار اخاریم تـو

یه ساعت پی ما بینین یهِ همه مزن دو             مث مار اخاریم تـو

پی ما نون گندمن سر هیش بخوا جو               مث مار اخاریم تـو

 

لازم به ذکر است که در شعر بالا به جای مث مار اخاریم تو مصراع مث مار ازدیم دو هم به کار می رود .

 

     قنبر راستگو

 

پ ن 1 : زار بابور  ، زار ی است که در زیر دریا هاست و اغلب افرادی را که برای صیادی مروارید به زیر دریا می رفتند آزار می دهد .

پ ن 2 : ساز جفتی ، سازی بادی است که از دو عدد نی هم اندازه به هم چسبیده درست شده که روز آ ن تعدادی سوراخ وجود دارد . صدای جفتی گهگاهی مانند ناله کردن است . ناله جفتی بسیار معروف است  .

پ ن 3 : در پست ( گازی زار ) اشاره به این داشتم که آقای قنبر راستگو بابای زار است و موسیقی درمانی هم انجام می دهد .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 18:5  توسط مهدی EKHLASMAND  | 

 

 

در اکثر کاست ها و ترانه های بندری که با صدای محمد روهنده اجرا شده ، از فواد شکاری به عنوان نوازنده کیبورد نام برده می شود . فواد شکاری را به جرات می توان پله ترقی محمد روهنده دانست ( البته به نظر من ) .

همین بهانه ای شد تا به محله سید کامل برم و به فواد سری بزنم تا با او بیشتر آشنا بشم و فعالیت های موسیقی و هنری اش را از زبان خودش بشنوم .

 

         فواد شکاری در حیاط منزلشان

 

فواد شکاری متولد سال 1350 در بندرعباس است . از کودکی تا به حال علاقه به ساز های کوبه ای داشته . اولین نفری که پای او را به عرصه موسیقی باز می کند مرحوم محمد رستمی نوازنده چیره دست ارگ بود که فواد نیز در گروه ایشان به نوازندگی درامز مشغول بود . ناگفته نماند که مرحوم روضه خوان و استاد احمد توحدی نیز در یاد گیری او نقش بسزایی داشته اند .

 

نزدیک به چهار سال در گروه ناصر عبدالهی به نوازندگی درامز اشتغال داشته تا اینکه ناصر به تهران راه پیدا می کند و کار موسیقی اش را در مقطع کشوری به اجرا می گذارد . که این مصادف بود با ورود ارگ های ربع پرده یا همان شرقی به بازار موسیقی .

 

ارگ های شرقی را شرکت های سازنده ای چون  YAMAHA  وGEM  و ...  به سفارش اعراب ساختند . هنگامی که این ارگ هابه بندر راه پیدا کرد فواد و محمد روهنده اولین کسانی بودند که آن را برای موسیقی بندری به کار گرفتند . که ترکیبی از شعر های جزیره ای ، علی حبیب زاده ، حسین وفادار و ... بود . که از این اشعار می توان : فاطمهَ بودِن فراری ( از حسین وفادار ) ، اَلهَ سَبزهَ ( از علی محبوب ) و سیاه نَرمهَ نَرمهَ را نام برد . 

 

اصل کار موسیقی فواد ریتمیک است یا به عبارتی ریتم ساز است . تعریف می کرد که یک برنامه در تهران داشتم و برای کرایه ارگ به پاساژی که کلیه آلات موسیقی در آن بودرفتم . وقتی از فروشنده ارگی را خواستم که ریتم بندری داشته باشد ، برای من ریتم های آبادانی و بوشهری را  گذاشت بجز ریتم بندری . وقتی ریتم بندری را روی ارگ فروشنده اجرا کردم ، به من گفت که ما قادر به ساختن چنین ریتمی نیستیم .

 

_ فواد شکاری : چرا ریتم بندری توی کشور گم است و هنوز آن را نمی شناسند ؟

 

صحبت فواد این بود که ریتم بندری را شاید هر کسی بتواند بنوازد ، اما احساسی را که یک شخص بندری با نواختنش انتقال می دهد یک غیر بندری نمی تواند . جای تاسف دارد که ریتم بندرعباسی را هنوز در کشور ما نمی شناسند و آن را با دیگر ریتم های جنوبی کشور اشتباه می گیرند .

 

فواد از این ناراحت بود که کار موسیقی امروز بندر با یک ارگ معمولی هم میتوان انجام داد ( که این پیشرفت تکنولوژی را می رساند و خوب است ) اما خلاصه کردن ریتم ، ملودی ، بیس و ... را در یک آلت موسیقی زیاد جالب نمی داند . چرا که ریتم را باید دستگاه های ریتمی ( مثل دهل و کسر یا درامز ) اجرا کند ، ملودی را کیبورد ، گیتار کلاسیک ، عود ، ویلن و یا سازهای بادی و ... ، بیس را گیتار بیس و ... .

 

او  می گفت که روز آقای غلامرضا صنعتگر پیش من آمد و از من یک ریتم بندری خواست تا به کشور های سازنده ارگ ( ازجمله ژاپن ) بدهد که آن را در محصولاتشان جای بدهند ، متاسفانه مورد قبول این کشور خارجی قرار نگرفته بود . اما اکثر ریتم های عربی از جمله : رامبو ، خلیجی ، لیوا و ... در محصولات شرکت یاماها وجود دارد . چرا ؟

زیاد تعجب آور هم نیست ریتمی را که هنوز در کشور ما آن را نمی شناسند ، چطور یک کشور خارجی آن را بشناسد و قبول کند . هرچند ارگ هایی که در بندر مورد استفاده عزیزان قرار می گیرد با این نام است .( یاماها )

 

در ادامه صحبت ها فواد شکاری تعریف و تمجید زیادی از : سروش خرمی نوازنده گیتار بیس ، مرتضی کریمی نوازنده ویلن و عود ، فاضل پیش نوازنده گیتار برقی و کلاسیک ، کمال رئوفی نوازنده ارگ و پیانو  کرد و در ادامه اظهار داشت که مرتضی کریمی عود را بسیار زیبا و بندر الاصل می نوازد .  

 

مرحوم منصفی را شاعری با سواد و دانا تلقی کرد ، جعفر اوج را نوازنده چیره دست عود نام برد و استاد علی حبیب زاده را خیلی قبول دارد ، اضافه کرد که حبیب زاده گذشته از کار موسیقی ، قرآن و تفسیر آن را خوب می دانست و تئاتریست خوبی است .

 

شکاری پیشنهادی داشت به کلیه عزیزانی که علاقه به کار موسیقی دارند و می خواهند آن را دنبال کنند که :

موسیقی را اول از نظر تئوری یاد بگیرند ( هر سازی که می خواهند بنوازند ) .  متاسفانه زمانی که من کار موسیقی را آغاز کردم آنچنان پیشرفتگی در علم موسیقی در بندر عباس نبود و من موسیقی را با گوش کردن و تمرین و کمک دوستان یاد گرفتم ، اما خوشبختانه امروزه برای کسی که استعداد و توانایی موسیقی دارد بندر هم برای پیشرفت جای خوبی است . ( بماند که بیشتر هنرمندان ما برای شکوفایی استعدادشان به تهران می روند ) .

 

         فواد     

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 17:35  توسط مهدی EKHLASMAND  |