تبليغاتX
بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

 

اكثر ما او را با نام خالو كريم مي شناسيم . بله علي قريشي كه از دوستان قديمي من است ، جواني با استعداد و داراي صدايي گيرا براي تحرير هاي شروند و سبك ربع پرده ( شرقي ) است .

 

                  علي قريشي در نقش خالو كريم

 

 از زماني كه او را مي شناختم مريد و ذاكر امام حسين بوده و در مجالس سوگواري ايشان شركت و حضور فعال و چشمگير داشته ، خودش مي گفت از 6 سالگي در تعزيه ها شبيه مي شدم .

 

                      محمد قريشي پدر علي قريشي

 

( محمد قريشي در حال تعزيه گرداني )

 

از آنجايي كه پدرش محمد قريشي موسس و بنيانگذار منبر پانهو ( پا در آب ) كه در محله سيم بالا قرار دارد است علي هم پا به پاي او در امورات و مراسمات مذهبي شركت داشته و دارد .

 

                علي قريشي در حال نوحه خواني  

 

پدرش هم صداي خوبي دارد و تا جايي كه من اطلاع دارم در سال 82 در مسابقه چاوشي ( شروند خواني ) كه در دبيرستان ناصر خسرو برگذار شد محمد قريشي مقام اول را كسب نمود .شايد علي هم اين استعداد را از پدرش به ارث برده است . قريشي تعريف مي كرد كه نزديك به 14 سال است كه با صدا و سيماي مركز خليج فارس همكاري داشته كه بيشتر در برنامه هاي راديويي و صداي روستا فعاليت دارد .

             علي قريشي در حال نوحه خواني

 

جاي تشكر و قدرداني دارد كه قريشي و پدرش اين هنر و استعداد خداداي شان را در راه ائمه اطهار استفاده مي كنند .

 

                   علي قريشي

 

بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا          بر دلـم ترسم بماند آزوري كربلا

تـشنهء آب فـراتـم اي اجل مـهلت بـده            تا بگيرم در بغل قبر شهيد كربلا

 

التماس دعا ... .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:55  توسط مهدی EKHLASMAND  | 

قبل از شروع مراسم فضاي محل را با دود كردن گشته عطرآگين مي كنند . كليه كساني كه وارد اين مجلس مي شوند نبايد با يكديگر سلام كنند كفش و دمپايي و جوراب را به پا نداشته باشند . وقتي بابا دستور نواختن داد ، نوازندگان كه همگي دهل به دست دارند شروع به نواختن مي كنند . حاضرين با زدن تخته و يا دست ريتم را همراهي مي كنند .

 

با شروع ريتم و ضرب بابا يا ماماي زار شروع به خواندن اشعاري ميكند كه باز هم با جواب دادن افرادي كه تخته يا دست مي زنند همراه است . اشعار ي كه خوانده مي شود هريك مخصوص يك باد ( زار ) است . مانند : شيخ ، شيخ شنگر ، شاه پري ، ديب و ...  . كه با خوانده شدن شعر مورد نظر آن زار ، فرد زاري ( مركب ) از خود بي خود شده و حركات موزوني با ريتم انجام مي دهد كه شامل تكان دادن سر به صورت تعظيم و سجده به سمت بابا زار يا مامازار است كه خود اداي احترام است .

 

                   نوازندگان گازي زار .

 

كه قبل از آن پارچه سفيدي را روي سر فرد مي اندازند در اين لحظه فردي كه گشته سوز نام دارد با دود كردن گشته طرف صورت شخص زاري باعث مي شود تا زار زودتر پائين بيايد .

 

گاه پيش مي آيد كه فرد مركب ( زاري ) با كيله افراد حاضر در مجلس دست مي هد و يا پيشاني و سر اشخاص را مي بوسد ، اغلب بوسه اي به طبل هايي كه در حال نواختن است و گاه به خيزران و عصاي بابا هم مي زند . پس از تمام شدن بازي هايي كه زار توسط مركبش در مجلس انجام داد ، خواسته اش را از مركبش مي خواهد . اين خواسته كه از زبان خود فرد زاري به بابا زار يا ماما زار گفته مي شود خواسته اي است كه فرد زاري بايد آن را انجام دهد تا آزاري از جانب زار به او نرسد . كه اغلب به زبان عربي ، هندي ، آفريقايي ، انگليسي ، ايراني .

 

بشتر زار ها تقاضاي زار گذاشته يك دوره براي اوست كه در اين دوره سفره اي انداخته مي شود كه در آن خواسته هاي زار فراهم است كه گاه با حلوا و يك شيريني ساده برگذار و گاه با قرباني كردن گوسفند يا مرغ و ... ( خون ) سفره بزرگي را براي زار پهن ميكنند تا زار از چيزهايي كه طلب كرده بود بخورد كه باز هم توسط فرد مركب و با دهان او كيله چيزها را مي خورد و پس از ميل كردن خواسته هايش بابا زار از او مي خواهد كه به مركبش ديگر آزاري نرساند و او را رها كند .

 

پيش مي آيد كه زار با خوردن چيزهاي درون سفره راضي نمي شود و قصد آزار و اذيت مركبش دارد . در چنين موقعيتي بابازار خيزران را برداشته و به بدن فرد زاري مي زند ، كه اين ضربات به زار نيز مي خورد . زار كه دردش گرفت از بدن فرد خارج مي شود . واين هنگامي مشخص مي شود كه فرد حالت اوليه خود را بدست آورده و ديگر مي داند كه كيست و ضرباتي كه به بدن او مي خورد را حس مي كند و به بابا مي گويد كه نزن من فلاني... هستم .

 

اما زماني كه زار كم توقعي باشد و خواسته اش را بيان كرد هنگام خروج از بدن فرد مركب او را رو به سمت دريا ميگذارند و بابا به او ميگويد كه خارج شود . نحوه خروج زار از بدن شخص بدين گونه است كه است كه فرد پاهايش را دراز كرده و با است انگشتان پا را مي گيرد و با چند لرزش و صداهايي كه مانند جيغ زدن است از بدن زاري خارج مي شود . پس از خروج مركب را با ضرب به پشت مي اندازد كه اغلب كسي ( بابا زار / مامازار ) از پشت او را مي گيرد كه با سر به زمين نخورد .

 

پس ازخروج زار تا شخص حالت اوليه خود را بيابد كمي طول مي كشد ، گاه ممكن است حالت تشنج داشته باشد و دست هايش مشت مي شود كه بابا با ريختن آب دهان ( تف ) در آن ، آن را باز مي كند .

 

در خاتمه مراسم از كليه حضار با چاي يا قهوه و حلوا پذيرايي مي شود . افردا پس از خوردن چاي يا قهوه نبايد استكان آن را روي زمين بگذارند ( مثل من ) بلكه بدست همان كسي بدهند كه چاي يا قهوه را به او داده . چون گذاشتن استكان روي زمين خود يك بي احترامي است .

 

               قنر راستگو ( بابازار )

 

در ضمن تا يادم نرفته اضافه كنم كه بحث و موضوع بازي زار بيش از اينهاست .نوشته اي را كه مطالعه فرموديد  ماجرايي بود كه خود شخصا شاهد آن بودم و در آن مراسم شركت داشتم .كه بابايي اين مراسم بر عهده استاد جفتي زن معروف بندر قنبر راستگو ( كمبر احمد ) بود . ان شالله در آينده اي نچندان دور در مورد فعاليتهاي هنري استاد راستگو براي شما عزيزان خواهم نوشت .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 15:0  توسط مهدی EKHLASMAND  |